تبليغاتX
ღ❤ღdOnt rEtUrN tImEღ❤ღ

❤من دیگه جز با صدای یزدانم آروم نمی گیرم❤

استاد تمرین معماریمون خیلی گیره

باید تاا خر کلاس حتما بمونیم

اینقدر بهش میگیم خسته نباشی

که اجازه میده ۵ دقیقه زود تر بریم

یه روز مبایلش زنگ خورد

با یه نفر قرار گذاشت

ساعت ۵

کلاس ما تا ۵:۳۰

اینقدر منتظر بود ما بهش بگیم خسته نباشی

واسه اینکه حالشو بگیریم کسی نگفت همه مشغول طراحی کردن بودن

استاد ارزوش بود ما بگیم خسته نباشین

ولی نمیگفتیم

میگفت اگه خسته شدین میتونین برین ما گفتیم نع

دیرش شده بود

خودش با عصبانیت خداحافظی کرد ورفت

 

شایان وبشو پاک کرد

امیر کوچولو نامزد کرد

گوسفند خواننده شد خیلی بی ادب شده

 

فردا تشریف میبرم شیراززززززززززززززززززززززززززززززززززززززز

ولی مامانم فعلا راضی نشده میگه نعععععععععععععععععععععععععععععع

دعا کنید حالم بد نشه

فعلا بای بای

 

 

 

 

+ تاريخ ساعت نويسنده همدرد مجنون |

بوی یوسف میدهد پیراهنت

پیر کنعانم برای دیدنت

+ تاريخ ساعت نويسنده همدرد مجنون |

سلام یزدانم

خوبی نامرد کجایی تو به جون بابام دلم واست تنگ شده

یزدان داغونم خسته شدم اینقدر گریه کردم

کجایی تو

خیلی دلم میخواست واست بنویسم ولی گزیه ام گرفته داخل کافی  نتم زشته

بعدا واست مینویسم

راستی یزدان اخر نامردی که منو تنها گذاشتی

چرا من نمیمیرمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

 

+ تاريخ ساعت نويسنده همدرد مجنون |

فردا مامانم وبابام وخاله ام وعمه ام میرن دبی

منو نمیبرمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

اعتبار پاسبوردم تموم شده بود نرفتم تمدیدش کنم

واسه همین منو نمیبرن

شانس ندارم که

ولی دوست نداشتم با عمه ام برممممممممممممم

میرم پاسبوردم را درست میکنم

سفر بعدی

این اولین سفری هست که منو نبردن

 

اون یکی عمه ام پدر شوهرش فوت کرده واسه همین نمیرن ولی وقتی رفتن من هم با هوشون میرم

درضمن امتحان میان ترم زبان دارم که نرفتم

 با دانشگاه قراره بریممممممممممممم یزدددددددددددددددددددددد

هوراااااااااااااااااا

ولی دبی کجا ویزد کجاااااااا

مامانم پشیمون شده منو نمیبره

سفر بعدی حتما میرممممممممممممممممم

یه لیست سفارشات بهش دادم دست خالی نیاد

این چندروز من اشپز خونه ام

یک غذاهایی واسه داداشم میپزم که تا دبی پیاده بره

کاش یزدان بود اون وقت باهاش میرفتم

خداجونم کمکم کن امتحانم را خوب بدمممممممممممممممم

راستی حال کردین دیشب باران باریددددددددددددددددددد

 

 

 

+ تاريخ ساعت نويسنده همدرد مجنون |

هفت سین امسال را کنار آینه چیدم

تا لحظه لحظه نبودت را ببینم

تقویم امسال هم تموم شد بسه برگرد تنها محاله سر این سفره بشینم

انتظارت منو کشت سوی سالی که رفت

شادی از تقویمم بی تو رفت وبر نگشت

خدایااااااااااااا

 

این چند روز اینقدر گریه کردممم یزدان

دلم واست تنگ شدهه

این ۱۳ روز تا ساعت ۳ بعد ظهر خواب بودم

ولی دوباره بیدار میشدمم

خسته شدم خدا

خدا بنده هات خیلی نامردننننننن

 

به روز گار بگویید اسباب بازی هایت آدم اند

 جان دارند کمی ارامتر

نا

+ تاريخ ساعت نويسنده همدرد مجنون |

سلام یزدانم

 

یزدان دارم میرم کیش به خدا هر کاری کردم بهم اجازه ندادن که نرم کیش

دوست دارم بیام لرستان سر خاک تو نه برم کیش

یزدان زود رفتی  یزدان ۶۰روزه نیستی گلممم

 

یزدان این شعر را شایان فرستاده

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدباران تسلیتتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

این شعر و تقدیم میکنم به باران

برای از دست دادن عشقش یزدان

امیدوارم منو تو غم خودت شریک بدونی

*دو تا بیت اول حرف منه به یزدان و باران*

4دیواری واسه تو تنگه میدونم

عزیزت بمیره و سخته میدونم

الهی بی کس نشی تنهایی سخته میدونم

توهم که آواره میشی این و میدونم

*این دوبیت و باران میگه به عشقش یزدان*

شبا میام رو قبر تو تورو تو آغوش میگیرم

اونقدر اشک میریزم تا شاید اونجا بمیرم

آخه تونیستی دیگه دردام و من به کی بگم

بخدا نمیدونم دستام و من به کی بدم

*اینارو یزدان به باران میگه*

حتی زیر خاکم من توی فکرتم عشقم

به همه روی سنگ قبرم گفتم نوشتن

آره بی معرفتا خواستن که با هم نمونیم

من و از تو گرفتن تو سن جوونی

اما عزیزم ذره ای از عشق تو کم نشد

تورو قسمت میدم واسه من ناراحتی نکن

تورو خدا گریه نکن من هنوزم خرابتم

میخوام شادیت و ببینم من هنوزم بیادتم

آخه خدا چرا من و تو جوونی بردی

بگو ببینم تو زندگیت یه دفعه مردی

که ببینی عزیزات چی میکشن از این درد

خدا نجاتم بده خسته شدم از این وضع

*این دو بیت از طرف منه به یزدان و باران*

4دیواری واسه تو تنگه میدونم

عزیزت بمیره و سخته میدونم

الهی بی کس نشی تنهایی سخته

توهم که آواره میشی این و میدونم

*اینارو یزدان به باران میگه*

من دیگه نمیتونم طاقت ندارم

مثل ابر پاییزی باید ببارم

ازت دور شدم و وای که چه سخته

ببین زیر خاک یه دنیا درده

نمیخواستم برم اما منو بردن

رو خاکم گریه نکن من دیگه مردم

فرصت نشد ببینمت خدا نگهداری کنم

منو ببخش نشد ازت قشنگ نگهداری کنم

فرصت نشد ببینمت خدا نگهداری کنم

منو ببخش نشد ازت قشنگ نگهداری کنم

چند روزی میرم کیش

بچه ها وقتی اومدم کلی نظر گذاشته باشینااا

 

+ تاريخ ساعت نويسنده همدرد مجنون |

از منو عشق من دل بریدی

موندمو سوختمو پر کشیدی

 من کسی را به جز تو نداشتم

کی  نوشت اینو تو سر نوشتم

چی شدش مگه دوسم نداشتی

رفتیو دیگه هم برنگشتی

این همه خاطره از تو مونده

رفتنت قلبه منو سوزونده

رفتیو دیگه طاقت ندارم

من به این دوری عادت ندارم

دل ندادی به عشقی که بودش

بال پروازت را کی شکوندش

من که جز تو کسی را ندارم

سر رو شونه کی بذار

رفتیو دل به گریه سپردم

سخته موندن چرا من نمردم

 

 

 

 

+ تاريخ ساعت نويسنده همدرد مجنون |

همه میگویند عجب شاد اس عجب خندان

ولی کسی نمیداند که من دنیایی از دردم

یزدانم۵۵روزه ازت خبر ندارم

خدایا یزدانو بهم پس بده

 

+ تاريخ ساعت نويسنده همدرد مجنون |

عیدو امسال عیدی ندارم

گذاشتی رفتی عزیزم من بی قرارم

عیدو امسال تنهای تنهام

به جای عیدی عزیزم من تورا میخوام

از وقتی رفتی غمگین خونه

گریه ام میگیره با هر بهونه

رفتیو موندم با این همه غم

اگر که نیستی یاد تو اینجاس

هرگز نمیشه فراموشت کرد

 

+ تاريخ ساعت نويسنده همدرد مجنون |

بی انصافی بود خدااااااااااااااااااااااااااااااااااا

من یزدانو میخاممممممممممممممممممممممممم

خدایااااااااااااااااااااااااااا

منو ببر

یزدانو برگردون

التماست میکنم

+ تاريخ ساعت نويسنده همدرد مجنون |

1111111